بالاخره رضا دست به قلم شد و شروع به نگارش خاطرات خود از فاجعه تروریستی تاسوکی کرد. بخش نخست این خاطرات در وبلاگ وی حکمت متعالیه منتشر شده است و بخش های دیگر نیز به زودی منتشر خواهد شد. در فاجعه تروریستی تاسوکی ۲۲ نفر به شهادت رسیده و هفت نفر نیز به گروگان گرفته شدند که تا کنون شش نفر از گروگان ها آزاد شده و یک نفر هنوز نیز در بند است. یک تن از گروگان ها نیز توسط تروریست ها به شهادت رسیده است. امیدواریم تنها گروگان باقی مانده این فاجعه نیز به زودی آزاد شود. بخش نخست خاطرات رضا را در ادامه ملاحظه می فرمایید.
ساعت از نه گذشته بود. معصومه کوچولوی سه ماهه خیلی گریه می کرد. نمی دانم چرا . زهرا (خواهرزاده ی کلاس اولیم ) روی پاهای من – در حالی که دستانم چون حلقه ای برگردنش بود - نشسته، به مادرش که کنارم مشغول صحبت با من بود گفته بود : چند ماه است دایی را ندیده ام می خواهم پیش دایی باشم و به قولی اذن گرفته بود . مسلم ، برادرزاده ام ، سمت راست کنار عمه اش . دامادم و آقای راننده گرم صحبت . راننده می گفت که من تو خط کار نمی کنم ، خانمم و بچه کوچکم را فرستاده ام زابل ،خانمم به من گفته تنها نیایی. و معصومه همچنان گریه می کرد .
از دو راهی رد شده بودیم ، جلوتر کمی شلوغ به نظر می رسید ، چند نفر با لباس نیروی انتظامی برای ماشینها دست تکان می دادند، ولوی سفید رنگی سمت چپ جاده پارک بود و یک ماشین سواری سمت راست؛ که ما را مجبور به ایستادن کرد. می گفتند ماشین باید بازرسی شود. بروید توی خاکی – سمت چپ جاده کویر بود و نیز سمت راست – و اینها از ما می خواستند که ماشین را از جاده به خاکی ببریم . گفتیم که بچه ی کوچک همراه ماست همین جا بازرسی کنید. خواهرم با اضطراب می گفت از کجا معلوم که اینها مأمور باشند. راننده از ماشین پیاده شده بود ، یکی از همانها سوار ماشین شد و ماشین را از جاده به خاکی آورد . به راننده و داماد و برادرزاده ام گفتند بروید جای ماشین . چند نفر دیگر هم آنجا بودند ، به دنبال موبایل بودیم ، نداشتند . ماشینهای دیگری هم آنجا بود ؛ بدون سر نشین و هر چهار در کاملا باز .
فقط من در ماشین بودم، کنار خواهرم و دو تا بچه اش ؛ البته بنا به توصیه ی دامادم . شب بود و چیزی دیده نمی شد، اگر چه ماه کامل بود . ناگهان تیری شلیک شد....
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 22:13  توسط شریف
|
سایت خبری بازتاب از سرنوشت مبهم «عبدالمالك ريگي»، سركرده گروه تروريستي «جندالله» خبر داد.
به گزارش سایت «بازتاب»، نزديك به چهار ماه است كه اثري از ريگي در دست نيست و اخبار و شايعات گستردهاي درباره مرگ يا بيماري لاعلاج اين تروريست مطرح شده است. این گزارش می افزاید برخي اخبار تأييد نشده از منابعي در افغانستان، از مرگ وي در استان «هلمند» اين كشور حكايت دارد. به گفته اين منابع، اين حادثه پس از مرگ «بوگتي»، رهبر بلوچهاي پاكستان و در زماني انجام شده كه ريگي توسط نيروهاي خارجي به اين استان افغانستان فراخوانده شده بود. همچنين برخلاف روند گذشته كه ريگي مصاحبههاي پياپي با برخي راديوهاي مخالف جمهوري اسلامي انجام ميداد، سكوت او منجر به تقويت اين شايعات شده است. گفته ميشود، حدود سه ماه پيش نيز، برخي اعضاي گروه تروريستي جندالله، در گفتوگوهاي خود، اظهار كردهاند كه عبدالمالك كشته شده است.
با گذشت هفت ماه از جنايت تاسوكي و با تلاش خانواده گروگانها، دستگاههاي امنيتي و واسطههاي محلي، از هفت گروگان به اسارت درآمده، تنها يك نفر باقي مانده و پنج نفر ديگر آزاد شدهاند و يك تن ديگر نيز به دست تروريستها به شهادت رسيد. در فاجعه تروریستی ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ منطقه تاسوکی بیست و دو نفر از هموطنان مان به شهادت رسیدند که در میان آنان تعدادی دانش آموز، کاسب، خبرنگار، دانشجو، طلبه، معلم و... وجود داشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 16:39  توسط شریف
|
شهادت امیر عدالت و آزادی تسلیت باد. در همین زمینه مطالعه متنی از امام موسی صدر با عنوان علی موحد بود و بس توصیه می شود. در ادامه متن سخنرانی امام موسی صدر را با عنوان شأن امت و سرنوشت آن ملاحظه می فرمایید که درباره شب های عظیم قدر است.
برادران مؤمن، در اين ساعات پايانىِ شب، پس از اين كه از اوصاف و ويژگيهاى اخلاقىِ درخشان و آموزنده امام على ع بهره برديم، ديگر چه بگويم؟ من در اين ساعات آخر شب، مى خواهم از امام سخن بگويم، در حالى كه آن حضرت در اين ساعتها لحظات پايانى عمر خود را مى گذراند. آيا اين كه دستى آلوده به گناه در شب نوزدهم ماه رمضان اقدام به ترور امام مى كند يك امرِ تصادفى است؟ آيا اين كه دستى جنايتكار در شب نوزدهم ماه رمضان امام را ترور مى كند و آن حضرت در شب بيست و يكم به ملاقات با خداى خويش مى رود، و نيز بر اساس يك سنّت، شب سومِ شهادت او، در بيست و سوم واقع مى شود، اتفاقى و تصادفى است؟ در روايات ما احتمالاتى وجود دارد كه اين سه شب ليلة القدر باشد و روزهاى آن روزهاى قدر. آيا اين همزمانى و تقارن حادثه ضربت خوردن و شهادت امام على با شبهاى قدر، يك تصادف است يا على ع قدر و قَدَرِ اين امت است؟ آيا على ع براى شبهاى ظلمانىِ اين امت نورى بود كه سرنوشت آن را رقم مى زد و دعايى بود كه نيازهاى او را برآورده مى ساخت و عزّتى بود كه ذلّتِ او را مى زدود و مايه بقاى اين امت مى شد.
به اعتقادِ من اين صحيح و حق است. ميان على و سرنوشت اين امت ارتباطى وجود دارد. ميان على و شب قدر پيوندى ناگسستنى است. برادرانى كه در اين شب قدر دور هم جمع شده ايد، قدر چيست؟ آيا همان گونه كه قدَريّونِ اين امت مى پندارند قدر عبارت از تقديرهايى است كه اجرا مى شود؟ يا عمرها و روزيهايى است كه معيّن شده و سعادت و شقاوت ما در غيابِ ما و در شبى كه آن را نمى شناسيم رقم مى خورَد؟ اگر چنين باشد، با آيندهاى روبه رو خواهيم شد و در انتظارِ سرنوشتى هستيم كه در تعيين و ترسيمِ آن هيچ دخالتى نداريم.
اگر معناى ليلة القدر اين باشد، ميان اين شب و على ع هيچ رابطه اى نيست. چرا كه ما خداوند را به يك حاكم زمينى تشبيه كرده ايم كه قانون بودجه را در دست گرفته و روزى، عمر، خوشبختى و بدبختى را بنا به ميل و هوس خود، بدون ارتباط با مردم، مقرّر مى كند. اما مفهوم قدْر در معناى اسلامى و قرآنىِ آن، دستكم بر اساس تشخيص اندكِ اين جانب، يكى از معانى سه گانه زير است:
اول. قدْر و ليلة القدر به معناى شب نزول قرآن است، به اين اعتبار كه در شب قدر نازل شده است.
دوم. شب قدر با مفهوم دعا مرتبط مى شود. دعا نشانهاى است از نشانه هاى اين ماه.
سوم. معناى تربيتى عملىِ شب قدر است. شب قدر با روزه ارتباط دارد و روزه، همان گونه كه مى دانيم، يعنى تزكيه و تربيت. روزه خروج از زندگى روزمره است؛ لحظه اى انديشيدن و تأمّل كردنِ خارج از عادات روزمرّه انسان است. انسان براى يك لحظه، يك ساعت، يا ماهى از ماه ها، با پروردگارِ خود پيوند ويژه اى مى خورَد. انسان پيوند خود را با زندگىِ معمولى و روزمره قطع مى كند، سپس در جهتِ تنظيمِ اين روابط و غلبه بر اين وابستگي ها و اين احساس كه او آزاد است تلاش مى كند. او شخصيت خود را كامل مى كند. خود را از نو مى سازد و نفْسِ خويش را تزكيه مى كند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 15:35  توسط شریف
|
بالاخره پس از مدت ها كتاب بررسي تطبيقي نظريه هاي ولايت فقيه به همت پژوهشكده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي منتشر شد.
اثر حاضر ، با رويكردي تطبيقي و مقايسه اي، براي نخستين بار بر آن است، ضمن واكاوي، توصيف و تحليل عناصر برجسته و اثر گذار در نظريه هاي ولايت فقيه، نقطه عزيمت اين نظريه ها را مورد بررسي، مقايسه و سنجش قرار دهد . از اين رو در پژوهشي پسيني، در پي تحليل واقعيت هاي موجود درون نظريه ها است. ايضاح تمايزها و مشتركات در مناسبات دولت و شهروندان، تفكيك حوزه خصوصي از حوزه عمومي، ساختار و فرآيند قدرت و ميزان سازگاري با پرسش ها و انتظارات نوين در شمار مباحثي است كه در اين اثر به آن ها پرداخته شده است.
اين كتاب در چهار فصل به بيان نظريه های مختلف در باب ولايت فقيه مي پردازد. در فصل نخست مباحث كلامي – اعتقادي و فقهی - اصولی نظريه هاي ولايت فقيه، در فصل دوم ساختار نظام سياسي و فرآيند قدرت در نظريه هاي ولايت فقيه، در فصل سوم رابطه دولت و شهروندان و مشاركت سياسي در نظريه انتصاب و انتخاب و در فصل چهارم نظريههاي ولايت فقيه مورد بحث قرار مي گيرند.
در مقدمه اين كتاب، پرسش از حق حاكميت و حكومت به عنوان يكي از دغدغه هاي اصلي شيعيان در عصر غيبت مطرح شده است. هدف اصلي از نگارش اين كتاب تبيين دو نظريه ولایت انتخابی و ولایت انتصابی فقیه و نقش مردم در حكومت بر اساس اين دو نظريه است.
كتاب در 264 صفحه و تيراژ 1400 نسخه به قيمت 1800 تومان روانه بازار شده است.
بررسی تطبیقی نظریه های ولایت فقیه دومین اثر منتشر شده به قلم این جانب است که در ماه جاری منتشر شده است. پیش از این و در اردیبهشت ماه کتاب توزیع و مهار قدرت در نظریه های ولایت فقیه توسط کانون اندیشه جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با حذف بخش هایی از آن منتشر شده بود. سومین کار پژوهشی نگارنده با عنوان مناسبات فرد و دولت در نظریه های ولایت فقیه پیش از انتشار و با اعمال سلیقه ... از انتشار بازماند و در انتظار فرصتی است تا با بازنگری مجدد در آینده منتشر شود.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 21:34  توسط شریف
|
میلاد
امام حسن علیه السلام
مبارک
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 19:59  توسط شریف
|
از آنجا که انسان همواره خواهان آزادی و تحقق و استمرار آن در جامعه بوده است، می بایست آزادی به گونه ای در جامعه نهادینه شود تا تداوم برخورداری افراد از آن تضمین گردد. از این رو در ابتدا می بایست نهادهای تعلیمی بازسازی گردند و شیوه های آموزشی و تربیتی دیگرگون شوند. این دگرگونی، عبور از شیوه های تربیتی تنبیهی صرف و نادموکراتیک و تحمیلی و اجبارانه به سمت الگوهای تربیتی متعادل و دموکراتیک و رحمانی و انسانی است که بتواند رفتار متعادلی را پدید آورد. از سوی دیگر باید به تقویت و توانمندسازی نهادهای مدنی و مستقل مساعدت کرد و در مقابل به تضعیف نهادهای مستبد و خودکامه مبادرت ورزید. این مسأله از آن رو حائز اهمیت است که در طول تاریخ، حیات نهادهای مدنی و مستقل همواره با دشواری های گسترده ای مواجه بوده و توسط نیروهای فشار و سرکوب از رشد و رونق آن ها جلوگیری شده است. بر این مجموعه باید حضور رسانه های مکتوب و دیداری و شنیداری مستقل، مدنی و معتدل را نیز افزود. زیرا این نهادها می توانند با مباحثات خود فضای مطلوبی را پدید آورند که به تدریج بتوان نسبت به تحقق و استمرار آزادی امیدوار شد. نگاهی به تاریخ برخی کشورها نشان می دهد برای تضمین تحقق و استمرار آزادی دشواری های زیادی را بایستی پشت سر گذراند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 0:52  توسط شریف
|